پيام
+
ديروز چند تا كار اداري واجب داشتم
كه همه شون به هم مربوط بودن و
اگه يكيش انجام نميشد بقيه هم....
تا حالا چند بار رفته بودم اون اداره
و طبق معمول انقدر اين طرف و اونطرف فرستادن منو
تا اينكه وقت اداري تموم شد
و مسئول مربوطه رفت!!!

احمد حاجي لو
92/12/12
قافيه باران
.صبح تا كارهاي خونه تموم بشه خيلي طول كشيد ..با يه بزرگواري داشتم در مورد مادر و احترام به مادر صحبت ميكردم كه يه دفعه ياد مادر خودم افتادم...اين ساعت حتما تو خونه تنها بود....با اون حال مريض...يه نگاهي به ساعت انداختم تا پايان ساعت اداري چيزي نمونده بود ...اگه به مامان زنگ ميزدم بايد تا آخر صحبتشون رو گوش ميكردم... مامان خوششون نمياد كسي در حالت عجله و... بهشون زنگ بزنه..
قافيه باران
دلم نيومد به خاطر كار اداري اي كه البته اگه انجام نميشد باز پر از درد سر بود به مادرم زنگ نزنم...گوشي رو برداشتم و شماره خونه رو گرفتم... مامان گوشي رو برداشت ...تنها بود دلش گرفته بود .... همين كه متوجه شد من پشت گوشيم... الهي بميرم مامان چقدر منتظر بودي.... من چقدر بدم....
قافيه باران
يه كم باهم حرف زديم ...صداي زنگ خونه مامان دراومد... داداشم بود...گفتم مامان حالا كه ديگه داداش اومدن مادر و پسر خوش باشين من قطع ميكنم بعدا زنگ ميزنم... ناراحت شدن گفتن داداش رو بعدا هم ميتونم ببينم تو معلوم نيست ديگه كي فرصت كني....!!!! خيلي خجالت كشيدم....قول دادم كه همبن امروز دوباره بهشون زنگ بزنم...
قافيه باران
گفتم مامان دلم براتون تنگ شده برام دعا كنين...از ته دل دعا كرد: خدا خودش كمكت كنه مادر....گوشي رو كه گذاشتم يه آژانس گرفتم و نااميدانه رفتم اداره مربوطه...اولين اتاق كه وارد شدم منو راهنمايي كردن به ساختمان ديگه اي... اونجا برگه م رو امضا كردن ...و گفتن بفرماييد...گفتم آقا الان بايد چكار كنم ...گفتن هيچي كارتون تموم شد...كار خاص ديگه اي نيست گفتم: آقا اشتباه شده ...به من گفتن...و همه پروسه رو
قافيه باران
براشون گفتم...در جوابم ادامه داد...همه ي اين كارا به عهده ي خود ماست...نيازي نيست شما اين كارها رو دنبال كنين!!!!
من مونده بودم كه....خدارو شكر در كمتر از چند دقيقه كوتاه همه ي كارها انجام شد... من مطمئنم اين از دعاي خير مادرم بود...تيرماه 1390 :(
*محمد حسين*
:(
نور الزهراء
سلام . خدا رحمت کنه مادرتون رو .:( براشون قرآن زياد بخونيد ايشونم از همون جا براتون دعاي خير مي کنند.
پيام رهايي
خدا رحمت کناد همه مادران نيکو سرشت را...:(
نور الزهراء
اين عکس از نته؟
قافيه باران
سلام خانم نورالزهرا ممنونم خواهري... حقيقتا پدر و مادر ستون زندگي هستن... فقط محبتشون نيست...اصل زندگي انسان به هم ميريزه... انگار همه ي خيرات و برکات از بين ميره... اين بزرگواران واسطه ي فيض الهي ان و ما قدر نمي دونيم:( عجيب دنيا به هم ميريزه از نبودشون:(
قافيه باران
ممنونم جناب پيام رهايي
قافيه باران
بله خانم نورالزهرا...
* سميه *
قافيه باران جون الان با خوندن اين فيد زنگ زدم مامانم. اتفاقا اونم از دستم ناراحت بودم که چرا به ديدنش نميرم و طاها رو نميبرم ببينه. چيزي براي گفتن نداشتم :(
قافيه باران
سميه خواهري الهي به حق جده ي سادات خدا براتون اين موهبت بزرگ رو نگه داره ...زياد به ديدن مادرتون برين ... خودتون خير و برکتش رو درک ميکنين... مادرتون رو تنها نذارين هيچوقت:(
* سميه *
قافيه جان شرايط يه مقدار به هم ريخته نميشه. خدا ميدونه که چقدر دلم براش تنگ شده :'(
قافيه باران
ولي مادرها چشم به راه ميمونن:(...
* سميه *
:(
سايه سادات ツ
:'( مامان باباها واقعا نعمتن ...
قافيه باران
:(
*سحربانو*
خدا رحمت کنه مادرتون رو......................
ساقي رضوان
خدا رحمت کنه مادرتون رو...................... - *سحربانو*
2-دختر بهار
خدا رحمت کنه مادرتون رو...................... - سحربانو - ساقي رضوان
قافيه باران
ممنون از هر سه خواهر بزرگوارم:(
.:. ميثاقي نــو .:.
واقعا که مادر ها نعمت الهي هستند که خيلي وقت ها اينو فراموش مي کنيم..روحشون شاد
قافيه باران
ممنونم ...دلتون شاد
نارنجک
بارها و بارها برام پيش اومده صبح ها که خيلي عجله دارم ونگران به موقع رسيدن به اتوبوسم،اگر بازم بخاطر مادرم ديرتر از خونه برم بيرون عجيب زمان برکت ميکنه و اونروز زودتر از هميشه يا راحت تر ميرسم يا کارهام سريع انجام ميشه...کاشکي ميفهميديم والدين ما خيلي زود از ماراضي ميشن و به کمترين محبت ما هم قناعت ميکنن
قافيه باران
بله نارنجک بزرگوار:(
تسنيم بانو
خدا رحمتشون کنه...
قافيه باران
ممنون خواهري:(
ساقي رضوان
ببخشيد چرا رو اسم تسنيم کليک ميکنيم ادرس باز نميشه؟
قافيه باران
رو اسم تسنيم؟؟ يعني چي خانم ساقي؟:)
قافيه باران
آهان الان ديدم نميدونم براي من هم باز نشد...
مسافري از ...
:(خدا رحمت كنه مادرتان را....
«امير معظم»
سلام . خدا رحمت کنه مادرتون رو . براشون قرآن زياد بخونيد ايشونم از همون جا براتون دعاي خير مي کنند. - نور الزهراء
قافيه باران
حتما همينطوره ...ولي وجود پدر و مادر در زندگي خيلي فرق داره ... انگار يکي از منابع فيض الهي برداشته شده...اينو به خوبي حس ميکنم:(
«امير معظم»
:( .. البته اون بزرگواران در ديار باقي همچنان به فکر فرزندانشون هستن و براشون دعا خير ميکنن.. قطعا مادر سرکار عاليه هم براي شما دعا ميکنن..
قافيه باران
بله بخصوص که الان همه ي شرايط رو به خوبي مي بينن و ميدونن:(... ولي الهي براي هيچکي پيش نياد اما وجودشون خيلييييييييي متفاوته... حتي وقتهايي که دور بودن حتي شنيدن صداشون از پشت تلفن و.......... من نميتونم براتون تفاوتش رو توصيف کنم اميدوارم هيچ وقت هم تجربه ش نکنين:(
«امير معظم»
من ديگه ادامه نميدم.. چون احساس ميکنم باعث ناراحتيتون شدم.. به خدا شرمنده.. فک نميکردم اينطور بشه.../ ببخشيد:(
قافيه باران
نه ياد مادرم حرفشون و فکرشون هميشه با منه ....ناراحت نميشم از مرورش... بزرگوارين /فقط دعا ميکنم که هيچ وقت تجربه نکنين .
«امير معظم»
خدا بهتون صبر عنايت کنه انشا الله ..آميييين..:(
قافيه باران
ممنونم از شما/عمر با عزت داشته باشين...
نسيم صبح سعادت
ان شالله دعاي مادر خوبت باعث ارامشت بشه و جاي خالي شو کمتر حس کني خواهر جان
قافيه باران
ممنونم خواهري ...خدا به شما عمر بابرکت بده و مادر شما رو براتون حفظ کنه انشالله....
احمد حاجي لو
سلام@};-